تبليغاتX
هر چه بخوای
۱ـ قاضی : خجالت نمی کشی ، این پنجمین باری است که تو دادگاه پیدات میشه !

متهم : پس خودتون چی ، که هر روز پیداتون میشه ؟!

۲ـ قاضی : چرا دستت را تو جیب این اقا کردی ؟

متهم : خیال کردم جیب خودمه !

قاضی : پس چرا پولهایش را برداشتی ؟

متهم : یعنی می فرمائید اختیار پول خودم را هم ندارم ؟!

۳- قاضی : خجالت نمی کشی روز روشن دزدی می کنی ؟

متهم : قربان ، اخه شب تاریکه ، من هم چشمام ضعیفه ، درست نمی بینه !!

۴ـ قاضی : موقع دزدی دیگه چرا بچه هاتو برده بودی ؟!

سارق : برای دیدن دوره ی کار اموزی !!

+ نوشته شده توسط kazem در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 9:0 |

هر چه بخواي